چرا تنها شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
|
|
کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ؟
پس من که نه سنگ بودم نه کوه ،
.
.
.
.
.
چرا تنها شدم ؟
نظرات شما عزیزان:
m 
ساعت16:14---16 ارديبهشت 1391
سلام شعرها ومطلب هاي وبت خوشگلن............ تنها بودن بهتر ست تا با بعضي ها بودن است
آرزوی بهار 
ساعت17:59---10 ارديبهشت 1391
سلام معصومه عزیز..از آشنایی با وبلاگت خیلی خوشحالم در اصل از آشنایی با خودت چون هویت ما چیزی جز اندیشه های ما نیست...gif)
همه نوشته هات رو خوندم و لذت بردم،خوشحال میشم شما هم به وبلاگم سر بزنی و نظر بدی..
ممنون. مونا
زهرا خیراللهی 
ساعت12:26---10 ارديبهشت 1391
سلام معصومه جان با عرض شرمندگی که خیلی وقته نتونستم بهت سر بزنم . . . .به خدا به اصرار دوستام آپ می کنم وگرنه دیگه نت هم جواب بدبختیامو نمی ده . . .اگه اندازه ی تو مهربون و با معرفت نیستم منو ببخش . . . . پاسخ:سلامــــــــــــــ!ممنونــــــــ که با تمامــــــ دل مشغولی هاتـــــــ بازمـــــــ بهم سرمی زنی
افسانه 
ساعت15:07---7 ارديبهشت 1391
می گویند خدا نیز تنهاست
اما ما که خدا نیستیم پس چرا تنهاییم ؟
افسانه 
ساعت15:05---7 ارديبهشت 1391
سلام عزیز دل
باور نکن تنهایی ات را
باور نکن تنهایی ات را من در تو پنهانم، تو در من
از من به من نزدیکتر، تو
از تو به تو نزدیکتر، من
باور نکن تنهایی ات را، تا یک دل و یک درد داری...
تا در عبور از کوچه عشق
بر دوش هم سر میگذاریم
دل! تاب تنهایی ندارم، باور نکن تنهایی ات را
|
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1391برچسب:,
|
|
|
|
|